امیرکیان امیرکیان ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

نفسم به نفست بنده عزیزم

یا علی اصغر ادرکنی

جمعه 24 مهر 2 محرم روز علی اصغر    الهی قربونت برم امیرکیانم .الهی فدات بشم مادر ک امروز با لباس سبز و لباس علی اصغرت اینقدر ماه شده بودی .دورت بگردم مامانی خیلی میخامت .الهی حضرت علی اصغر پشتیبان همتون باشه. جمعه صبح حدودای ساعت 7:30 مامان و زن دایی سعیده اومدن در خونه و بابا مهدی بردمون حسینیه آقا . رفتیم داخل ولی شما ک کلا از شلوغی خوشت نمیاد کلی نق زدی و گریه کردی ک آخرش اومدیم بیرون و ب دایی شهاب زنگیدیم و اومدن دنبالمون و رفتیم خونه ی مامان فاطمه .   ...
24 مهر 1394

خدایا مواظب فرشته ها باش گزیدگی سوسک

وای خدای من چقدر ترسیدیم گزیدگی ی حشره و چرک کردن پا .بادکردن پای کوچولوت .تا زانوت پف کرده بود و سیاه شده بود .ی حشره ک ب احتمال زیاد سوسک بوده . خیلی ب خیر گذشت .داشتم از ترس دق میکردم .صبح 20 مهر این اتفاق افتاده بود و ما شب با گریه های خیلی شدیدت متوجه شدیم و تاول روی پات رو دیدیم.حدودای ساعت 9 دیدیم و خونه مامان فاطمه بودیم وقرارشد شب ک میریم خونه بریم داروخانه و دارو بگیریم ولی تاآخر شب آب خون و ورم داشت ک داروخانه فرستادنمون کلینیک مجیبیان اونجا هم دکتر تایید کرد ک سوسک میگزه و چرک کرده بود وعفونت .دارو داد و برگشتیم خونه .الهی بمیرم مامانی .وقتی بهش فکرمیکنم ک چ جوری و تو چه حالی شدی دیوونه میشم.   این عکس...
22 مهر 1394
1